تبليغاتX
خاطرات کایا فـرنــود - کتف من
برگی از دفترخاطرات
سلام

اول خیلی ببخشید دیر اپ کردم

نمی توانم هیچ بنویسم

اما بعضی کلمه مینویسم

شما میخوانید می فهمید

............ادرنا ژوئن ۲۲

.....پیست موتورسواری.....

.....پرش... دیوار ...

کلینک...ادرنا

شاید کتف شکسته ...

دو روز دیگر....

درد درد کتف ورم کتف...

انکارا ........رادیولوژی

کتف تو شکسته است

جراحی ....و

حالا در ازمیر .........

نمی تو انم بخوابم .............درد درد

نمی دانم چه جور بنویسم.......

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 17:52 توسط ..:: کایا فرنود ::..