تبليغاتX
خاطرات کایا فـرنــود
برگی از دفترخاطرات

سلام

دوستان خوبم من بازگشتم چند هفته درس وامتحان داشتم وكمتر نت آمدم باز هم مينويسم وبازهم بدون الي يا همان بي بي گل وهيچ خبر ندارم كجاست وچرا هيچ نت نمي آيد روزي ميخواستم براي هميشه بروم يعني بعضي حرف ها را خوب نمي فهميدم ....خيلي مشكل است فقط معني كلمه وجمله نمي گويم آنها را يك جور پيدا ميكنم ولي بعضي حرف ها را هنوز نمي فهمم  اما الي ونيكا گفتند بمان خيلي با هم حرف زديم من ماندم ولي هر حرف جديد چند روز فكرم را مشغول ميكند سعي ميكنم بفهمم  واما من خيلي چيز ها وحرف ها را در نت ايران ياد گرفتم خيلي دوستان خوب پيدا كردم حتي نوشته هاي وبلاگ بعضي دوستان مانند هني را نوعي در درس هايم استفاده كردم ويك حرف كه زياد در چت شنيدم اين بود كه كايا مرا روانشناسي ميكني ؟ بعضي زياد ميترسند ولي من اگرزياد سوال ميكنم روانشناسي نمي كنم كه يعني اگر نمي فهمم بايد بپرسم . از دوستان خوبي كه هميشه بمن كمك كردند تشكر ميكنم  مخصوصا:

 الي _ نيكا _ پريا گله _ ساحل _ كوچه _ غزل بانو _ ققنوس خاطره _  خيال _ غريبه _ نگار _ ويدا _ داود _تارا _ يكتا _  لي لي _ صبا _ مریم ـ بابك _ سعيد_ بهنوش _ مهرنوش _  ميترا _ اليكا _  رها گل گلاب ـ ميلاد موسوي_ حسين _ نايس وديگر دوستان كه اسمشان يادم رفته ...........

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 23:13 توسط ..:: کایا فرنود ::..