دو سوال زیاد پرسیدند بعضی از دوستانم در نت که این است :
1_ آنجا شرائط تحصیل دانشگاه برای ایرانی چه جور است؟
2_ آنجا میشود کار کرد ؟
اما اول جواب بابام که باز تکراری است : در همان ایران خیلی خوب است درس بخوانند وکار بکنند هیچ جا وطن آدم نمی شود !!!!!
بابا جان چه کسی گفت یک جای دیگر وطن آدم میشود این چه جور جواب شد مگر یک نفر نمی تواند دلش بخواهد در ترکیه بخواند ؟ خودتان چرا اینجا درس خواندی وکار کردی ؟ چرا هیچ آن وقت نگفتید وطن آدم نمی شود ؟
: من شرائطم فرق میکرد .
: پس آنهایی که شرائط شان فرق میکند مانند خود شما چه جور اینجا درس بخوانند وکار بکنند ؟
پنجاه درصد در آمد ترکیه ازطریق جذب توریست تامین میشود دانشجو هم نوعی منبع در آمد است همه دانشگاه ها بیش از سی درصد از دانشجویانش باید غیر ترک باشند امتحان ورودی برای ورود دانشجویان غیر ترک برگزار میشود در اوایل ماه اگوست که سوالات آنها خیلی آسان تر از سوالات امتحانات ترکیه است ویک شاگردی در حد متوسط حتما قبول میشود خیلی ایرانی قبول میشوند سوالات تستی وشاید زبان تاثیری در حل سوالات ندارد ولی خیلی لازم است ولی بعضی دانشگاه است که برای خود امتحان ورودی میگیرد که آنجا دانشجویان غیرترک زیاد است مخصوصا دانشجوی عربی اما ورود به دانشگاه زیاد مشکل نیست اصلن خارج شدن مشکل است ( بمن دعا کنید )
ولی کار کم است یا کار برای غیرترک ممنوع است وبرای دانشجو هم که سخت تر است اما کار قاچاقی در همه جای دنیا است که هیچ وقت درآمدی مساوی با ارزش کار نیست . معمولا خیلی ها پولی در یک بانک پس انداز میکنند واز بهره بانکی آن استفاده میکنند که عرب ها زیاد اینکار میکنند .
اگر هر آدرس دانشگاهی خواستید بمن بنویسید . واگر در اين مورد هر چه سوال داريد بنويسيد ميپرسم اگر نمي دانم .....................
امسال هم بزرگ نشدم
22 سال یش درسال1983 وروز 29 اکتبر بدنیا آمدم
روز تولدم بود..........................................................................
هیچ مراسمی نبود..................................................................
مثل زمان کودکی منتظر کادو ویا مراسم تولد نبودم ( کادو دروغ بود )..
مادربزرگم ( مادرمادرم) خانه ما بود.............................................
خواهر کوچکم ( غزل ) بیشتراز من خوشحال بود...........................
اصرار میکرد باید مراسم تولد باشد..............................................
غزل با پول خودش برای من کادو خریده بود...................................
روزتولدم بود ومن 23 سالم شد..................................................
ولی نمی دانم چرا؟.................................................................
چرا من برای مادربزرگم وسوگل بزرگ نمی شوم؟.................. .......
چرا من هنوز بچه هستم؟.........................................................
پس چرا بعضی وقت ها میگویند کایا تو دیگر مرد شده ای................
پس چرا بعضی وقت ها میگویند که کی میخواهی!!!!!....................
ولی آن روز مگر نگفتید بچه ای کایا.............................................
من چه جوربزرگ شوم برای مادربزرگم ...........................................
ممنونم از همه دوستان که تبریک تولدم راگفتند ولی در یک وبلاگ دیگر تولدم بود که من دیر فهمیدم
وبلاگ دوست خوبم ساحل که خیلی خیلی ممنونم .